این روزها حس می کنم ، قلبم را در میان رگبرگهای سبز چمخاله جا گذاشته ام.جایی که زمین به کوه می رسد و کوه به آسمان می رود.
جایی که ابرها بالشی از امیدند و تو از گذر شبتابها روی پوست خنک شب ، مسخ می شوی. لحظه ای حسرت گذر این دقایق بر تو چیره می شود و تو
می دوی تا لحظه ها نرسند و باز مسافر شهر آهن نشوی! ریه هایت از عطر مخمل جنگل مست می شوند،
بوی غریب خاک خیس ذهنت را می پوشاند و آرزوی داشتن کلبه ای شفاف از جنس بلوط ، در میان بیدهای آویخته تو را در بر می گیرد!
آسمان پر آواز پر اردکهایی ست که از مرداب به پرواز رسیده اند .
دریا می نوازد و تو در خواب باران با موجها ی آبی خیز بر می داری. و ...
تو هرگز نمی دانی که این همه کینه از دود را از کجا آورده ای!
وای من چقدر هوس شمال رفتن رو کردم با این مطلبت مشی جون! چه خوب توصیفش کردی
وایییییییییی... بوی غریب خاک خیس... من عاشقشم... بهم کمک میکنه خیلی بهتر فک کنم... کلبهای از جنس بلوط رو هم دوست دارم... خیلی زیباست... اصلن تجسمش خیلی هیجان انگیزه... وایییییییییی...
ای جون دلم! نفس بکش دوسم! نفس بکش منظره رو!!!!!!!!!!
چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می بینم که تم جدید شده.....به به ....خوشگله اما خیلی غمگینه......من می دونم چمخاله کجاست...هورا
دارم اسمشو عوض می کنم آزاد جونم!
چقدر خوب بود این مطلب
ممنون!
مرسی عزیزم! همیشه از نظرات تو و ایده و بهاره انرژی می گیرم!
سلام...چه تعبیر قشنگی... این همه کینه از دود را از کجا آورده ای!...خیلی نوشتت بهم چسبید....شاد باشین
ممنون! نظر لطفتونه!
بسیار حساس و نکته سنج
از نوشته هات معلومه اینطوری هستی!
ممنون!
سلام
چه زیبا توصیف کردی
راستی چه مموش بودی نینی بودی
قبونت برم!
سلام.. وای چمخاله رو خیلی دوست دارم... راستی آسمان رنگین است خیلی بهتر از آسمان غمگین است
ممنونم جیگمل!
چمخاله خوش بگذره رفیق....جای ما رو هم خالی کن....چای گرم روبروی دریا با باد سرد
حتمن!
من شما رو تو لینک پیوند هام گذاشتم دوست عزیز سایتتون بسیار خوبه
به من هم سری بزنین اکه ممکنه
من می خوام برم شمال
مامیییییییییییییییی!!
سلام مهشادی
چه عکس زیبایی هم گذاشتی... حسابی کار دستم دادی ها... دلم میخواد الان اونجا بودم
مرسی از حس قشنگی که بهم دادی
خوفی دوستم؟
وای مهشاد چقدر قشنگ بود پستت... خیلی خوشم اومد
مواظب خودت باش دوستم:-*
سیلااااااااااام! دوسم! وای وای! الان باید دوباره یه سر بریم شمال و برگردیم وگرنه شبمون صب نمی شه!
سلام عزیزم
مرسی از لطفت :*:*
من نظرخواهی رو کاری نکردم شاید ایراد از بلاگفا بوده گاهی اینطوری میشه
بازم ممنوننننننننن :*:*
خواهش می شه عزیزم!
آدم هوایی می شه با این متنت
چه توصیف زیبایی.خیلی قشنگ احساستو با کلمات بیان کردی.شوق و ذق ادبیت خیلی خوبه
ممنونم.نظر لطفتونه!
سلام مشی خانوم
خوبین خوشین ان شا الله هرجا باشین خوب و خوش باشین
راستی قالب جدیدتون مبارک .فکر کنم بیش تر از همه تعویض قالب خوش به حال من شد چون همیشه قالب فبلیتون نصفه و نیمه بالا میومد .
سلام
خدا رو شکر! ممنونم!
با کلبه ای از جنس بلوط صد در صد موافقم!
به به بلوطی! خوب به خاطر همینه که گفتم دیگه!!!!!!!!!
به به چه عالی!
به خصوص به خاطر این که بعد از مدتها آسمونت رنگین شد و از غمگینی در اومد
ابرک و از آسمان بگو 

تبریک به خاطر تغییرات مثبتی که در وبلاگت دادی
امیدوارم همیشه شاد باشی
راستی چلا تو شکلک تو بخش نظر دهی داری ولی من ندالم
ممنونم بهار جونم!قبونت برم من!! کد قالب نظر دهی رو از تو نایت اسکین برداشتم کپی کردم!
منم دلم شمال خواست آخه این چه کاریه که با ما میکنی فکر نمیکنی قلبمون ضعیفه و یهو از حسرت غش میکنیم.
شوخی کردم متنت خیلی نوستالژی داشت.
راستی مهشادی جون من اون دختره که لباس قرمز پوشیده بود رو بیشتر دوست داشتم.
مرسی نازلی جونم! آخه دیگه ازون قالب خسه شده بودم! این دختره خوشگلتره جیگمل! راسی تو چرا قالب عوض نمی کنی؟؟؟
همممممممممممممممم ، چه حس خوبی بهم دس داد با این نوشته ات !
چه خوب پری جونی!
ایول.....ترکوندی!ُ...تو اولین کسی هستی که تو چمخاله کوه کشف کرده!...



بی خیال بابا! منظورم شمال بود دیگه! آخرش که می رسه به کوه که!
حالا هی ضایه کن مارو! منظورم خود چمخاله نبود که! آی بگم ...
ذوق هنری رو بنگر!صنعت استعاره س! از جز برا مثال زدن کل استفاده می کنن!
ساحل چمخاله وچاف لنگرود بی نظیره