آسمان رنگین است

باز من شوق نوشتن دارم .... باز من جرات خواندن دارم..... از بابت هر آنکه تورا می خواند..... باز من نرگسی به دامن دارم...

آسمان رنگین است

باز من شوق نوشتن دارم .... باز من جرات خواندن دارم..... از بابت هر آنکه تورا می خواند..... باز من نرگسی به دامن دارم...

خواب تو ...

 

درین وهم خواب آلود خیال  و در میان صورتکهای مات و رهگذر ، به هنگام  گرگ و میش آسمان، تو را به خواب دیدم.

خواب دیدم من در میان آغوش تو ،  به سوی نور، جاده های سیاه را می کاوم . موهایت بلند و تنت قامت بسته در جریان نسیم بو د و من آویخته به پیراهنت ، لحظه ها را با خنده هایم رج می زدم.

چه خوب بود آن دوران کوتاه و رویا انگیز پیوستن . خواب خوب سبز من با تبر صدای زنگ

مزاحمی شبانه از هم گسیخت و تلنگر نبودن تو چشمهایم را به باران غم کشاند.

 من  خیس از بامدادان به اشتیاق دوباره دیدن رویای تو  در بالین سردم  لولیدم و به انتظار

دوباره بودنت چشمهایم را مچاله کردم.

 

من خواب دیده ام              خواب یک سراب دیده ام

من نور دیده ام                 تو را به صد شور دیده ام

....                                       ....

نظرات 31 + ارسال نظر
شیده سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:09 ق.ظ

بالاخره اومدی
چی شده؟ این متنت واقعیه؟

آره عزیزم واقیه! من دیشب یه خواب خیلی خوب دیدم.

ایده سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:16 ق.ظ

چه خواب خوبی

آره ایده جونم اینا!‌خیلی شیرین بید!‌ داشتم محظوظ می شدم که یه دفه یه آدم مزخرف با زنگ بی موقعش از خواب بیدارم چرد!‌

کارمند کوچولو سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:55 ق.ظ http://edarehyema.blogsky.com

سلام مشی جون... منم بعضی وقتا از این خوابها می بینم.. خیلی دوسشون دارم

هنوز شیرینیش زیر دندونمه از صب!

اینموریکس سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:03 ب.ظ http://inmorix.persianblog.ir

سلام دوست عزیز...متنت خیلی قشنگ بود...واقعا چقدر بده که داری یه خواب دلنشین میبینی و صدای زنگ ساعت یا تلفن بیدارت میکنه و هر چقدر تلاش میکنی که ادامه رویای شیرینت رو ببینی نمیشه....

سلام
واقعن!‌ حرفتون درسته! منم خیلی عصبانی شدم.

مینا سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:40 ب.ظ http://love2life.blogsky.com

من خواب دیده ام
من خواب یک ستاره قرمز دیده ام
وکور شوم اگر دروغ بگویم ... (فروغ فرخزاد)

خوابت منو یاد خواب فروغ انداخت.

مرسی عزیزم!
مرسی از تعریفت!‌ خواب منم واقعی بود ... کور شم اگه دروغ بگم!

نازلی سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:20 ب.ظ http://darentezarmojeze.blogsky.com/

خوابهای خوب مثل یه انگیزه خوب میمونن و آدم رو به وجد می‌یارن. قشنگ بود دوست داشتم.

مرسی نازلی جون! با نظرت موافقم!

من آزادم سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:02 ب.ظ http://www.man-azadam.blogfa.com

وای مشی جونم
من دیروز اومدم اینجا رو اون پست عصبانیت چون بسته بود کامنت گذاشتم رو مسفر اما نمی دونم چرا نیست ببخشید

عیبی نداره آزاده جونم!

مریم سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:12 ب.ظ http://maryam-amir.blogsky.com

سلام مشی جون
خیلی خوشحالم از دیدنت

ممنونم عزیزم! منم همینطور!

سحربانو سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:18 ب.ظ http://samo86.blogsky.com


سلام مشی جونم
وای چه باحال بود این.
راستشو بگو ببینم خواب کیو دیده بودی؟ هااااااااااااااااااا؟
یالا زود باش من منتظرما.

مرسی نسیم سحری!!!!!!!!! خواب رویاهامو دیدم دوس جون!

چهار نقطه سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:54 ب.ظ

خیلی وقته می آم می خونم مطلباتو اما نظر نمی دم! بعضی وقتا حالشو ندارم بعضی وقتا هم هر چی می خوام بگم بقیه گفتن
اما این خوابت خوابی بوده واسه خودشا
زیبا و دوس داشتنی

ممنون.باز هم ممنون از اینکه می خونین ! نظر گذاشتن هم خودش لطفیه!

رونالی سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:17 ب.ظ

به خاطر تو که ندیدی............
دوباره! بیا

اومدم!

سمانه سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:25 ب.ظ http://hendoneh.blogfa.com

اومدم اومدم اومدم
سلام خوبی؟خوبم
چه خبر؟تا باشه از این خبر ها
تتتتاااااززززززززززززشششششششششمممممممممممممم
الان درس چی بخونم که قبول شم؟بابا ترم تازه تموم شده حالا کو تا امتحان های ترم بعد

باشه بابا! باشه! چرا فش می دی خوب؟؟

هاجر سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:43 ب.ظ

چه خواب شیرینی.....! از اون خواب هایی که آدم دلش نمی خواد از خواب بیدار شه....

به به!‌ببین کی اینجاست!!! چطوری هاجری؟؟ اون ور آب خوش می گذره؟
من واقعن این خوابو دیشب دیدم و هنوز مزه ش زیر زبونمه! اما زنگ تلفن منو از خواب پروند!

نغمه سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:55 ب.ظ

به به !‌می بینم که خواب می بینی توپ!
خوبه!

ما اینیم دیگه نخمه خانوم!

مهرنوش خانومی سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 08:35 ب.ظ http://tameshki.blogsky.com

اون تیکه ی اخرش بهم چسبید ... به انتظار تو .... !

خوبی دوستم ؟

چه خبرا ؟
نیستی



بوس :*

مرسی مهرنوش جان!
خوب چسبید پس!

ღ♥ღ حرفهای لنگه به لنگه ღ♥ღ سه‌شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 10:36 ب.ظ http://harfhayelengebelenge.blogfa.com

جیگرتوووووووو !!
فدات ! .. خوب میدرسم اینور دیگه ! (مثلا)

. . . .
ولی خوب اینجام دیگه . .


قشنگ بود ! ...


غمهات کوتاه

مرسی خانومی!

بهاره چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 09:11 ق.ظ http://rouzmaregiha.blogsky.com

سلام مهشادی
خوفی دوستم؟
خیـــــــــــــــلی متن قشنگی بود مهشاد... عجب خواب خوبی دیده بودی... خیلی خوشم اومد ازش ای مرده شور این صدای زنگ و ببرند که همیشه و در همه حال ضد حاله
مواظب خودت باش دوستم.
بوووووس:-*

سهلام بهاره جون!
بالاخره رخ نمایاندی! چه خبرا!!!!!!! چطوری؟؟
مرسی! چشات خوشجل می خونن! واقعن خواب دیده بیدما! عینش تو خواب اتفاق افتاد!

طنین چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 09:48 ق.ظ http://asalioman.blogsky.com

قربونت برم که انقدر قشنگ و با احساس می نویسی عزیزم

خدا نکنه!‌ منم قبونت برم که اینقده مهربونی! اون قربون صدقه جدید(بوجی ) که به عسلی می گی خیلی اصطلاح خوشمزه ایه دوستم!

شادی... خونه عشق چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 10:45 ق.ظ

وای چه خواب خوبی
همیشه خوب مینویسی و فوق العاده

مرسی طنین جونم! مرسییییییی!

مهاجر ابد چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:14 ق.ظ

من صبا را گفته بودم خواب خود
از غمش در لحظه های ناب خود
خواب من از جنس یک احساس بود
من نبودم روح من حساس بود
او مرا آهسته تا یک اوج برد
زنگ یک بیگانه احساسم فسرد

ممنونم! این شعر اگه از یه شاعر بود باید بگم شاید عین این خوابو شاید اون هم دیده!
خیلی شیوا ، دلنشین و شیرین بوداین شعر!

بلوط چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 12:39 ب.ظ

منم رویای شیرین و خوب زیاد می بینم. توی واقعیت که روزمرگی زندگی هیچ حس و حالی واسه آدم نمیذاره. دلمون به همین رویاها خوشه دیگه

با نظرت موافقم بلوطک!
تا ۱ هفته با این رویای نصفه نیمه شارژم!

ماتیلدا چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 08:31 ب.ظ

هوممم
من زیاد خواب هام یادم نمی مونه
ولی این خوابه جالب بود

مهرنوش خانومی پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:22 ق.ظ http://tameshki.blogsky.com

من به روزم ...

کجائی دوستم

خاله ریزه پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 10:34 ق.ظ http://eshghebandangoshti.blogfa.com

کمکممممممممممم کنلطفا تو نظرات خودم جوابمو بده ممنون

مهسا پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:59 ب.ظ http://www.poem.blogsky.com

MAN APAMAAAAAAAAAAAAAAAAAAA
‌MAMNOON KE OMADI
‌BAZAM BIA

سارا پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 06:13 ب.ظ http://www.sara-r.blogsky.com/

سلام خوبید؟
من شرمنده ام آخه چند وقتی نبودم
مشکلاتم زیاد بود
امیدوارم منو ببخشید

سلام سارا جان!
ممنونم! ایشالا که حل شده باشه مشکلاتت! خواهش می کنم این چه حرفیه!

•*..*• مهرنوش خانومی•*..*• جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:28 ق.ظ http://tameshki.blogsky.com

دیدی چی شد ...

چشام هنوزم می سوزه

اره بزرگ شدم ... زود میگذره ... خیلی بده

آخی! چرا غصه می خوری مهرنوشی؟؟؟

مهران جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:17 ق.ظ http://m-nezami.blogfa.com

سلام
مطالب زیبایی مینویسی
امیدوارم مطالب کتاب زندگیتونم زیبا باشه
خوشحال میشم سری به کلبه من بزنید
موفق باشید

داستانسرا(عمولی) جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:55 ب.ظ http://www.amoooly.blogfa.com

[چشمک][چشمک]حراج ویژه عمولی[چشمک][چشمک]

دو پست با یک نظر[زبان]

آتیش زدم به وبم[نیشخند]

بدو بیا تادیر نشده[نیشخند]

زمان:از اول شب بیخیالا تاآخر شب خوش بیارا[چشمک]

مکان:منزل شخصی عمولی-اتاق نشیمن[لبخند]

رونالی جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:58 ب.ظ http://www.ronali.blogfa.com

سلام
نظ قبلیم کوووووووووووووو؟
بیا گل دختر عکس جدید

وااااااا! همه رو تایید کردم رونالی جان!
حتمن برای مطلب قبلی گذاشته بیدی!
می آم!

حامد جمعه 4 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 03:06 ب.ظ http://www.hamed2009eee.blogfa.com

کاش می شد سرزمین عشق را
در میان گامها تقسیم کرد
کاش می شد با نگاه شاپرک
عشق را بر آسمان تفهیم کرد
کاش می شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش می شد با پری از برگ یاس
تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
کاش میشد با نسیمشامگاه
برگ زرد یاس ها را رنگ کرد
کاش می شد با خزان قلبها
مثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشد در سکوت دشت شب
ناله غمگین باران را شنید
بعد دست قطره هایش را گرفت
تا بهار آرزو ها پر کشید
کاش می شد مثل یک حس لطیف
لا به لای آسمان پر نور شد
کاش میشد چادر شب را کشید
از نقاب شوم ظلمت دور شد
کاش می شد از میان ژاله ها
جرعه ای از مهربانی را چشید
در جواب خوبها جان هدیه داد
سختی و نامهربانی را ندید
کاش میشد با محبت خانه ساخت
یک اطاقش را به مروارید داد
کاش می شد آسمان مهر را
خانه کرد و به گل خورشید داد
کاش میشد بر تمام مردمان
پیشوند نام انسان را گذاشت
کاش می شد که دلی را شاد کرد
بر لب خشکیده ای یک غنچه کاشت
کاش میشد در ستاره غرق شد
در نگاهش عاشقانه تاب خورد
کاش می شد مثل قوهای سپید
از لب دریای مهرش آب خورد
کاش میشد جای اشعار بلند
بیت ها راساده و زیبا کنم
کاش می شد برگ برگ بیت را
سرخ تر از واژه رویا کنم
کاش میشد با کلامی سرخ و سبز
یک دل غمدیده را تسکین دهم
کاش میشد در طلوع باس ها
به صنوبر یک سبد نسرین دهم
کاش میشد با تمام حرف ها
یک دریچه به صفا را وا کنم
کاش میشد در نهایت راه عشق
آن گل گم گشته را پیدا کنم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد