Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers آمدم... - آسمان رنگین است
X
تبلیغات
رایتل

آسمان رنگین است

باز من شوق نوشتن دارم .... باز من جرات خواندن دارم..... از بابت هر آنکه تورا می خواند..... باز من نرگسی به دامن دارم...

آمدم ،نبودی.... یک بغل زنبق سرخ بی مشام آورده بودم برایت... کوبیدم درب را با مشت،نگشودی ... آخر تو، تا به آخر خوابیده ای... 

مرا دیدی؟با تن پوش شبم؟با کفشهای چهار فصل گلی که نفسهایش وهم سرد آن روز را می شکافت؟ پاره های داوودی له می شد...  

دیدمت...

پنبه ای چپانده شده میان شیارهای دندانهای عاریه ای... کاسه ای آب گل سرخ روی پوست خنک باد.. و بعد طعم گس زبان تلخ مزه من...

آنسوتر مرثیه می خواندند... تو را می خواندند...و من تار بودم .. تار...

 گریستم ، ندیدی... شتافتم،نخواندی... ماندم،نخواستی... 

 پشت به تن سرد خاک ساییدی... دست تکان دادی و از گور سپید پوش گفتی: 

دیدار به قیامت... 

اما من، قیامت ندانم که چیست!

نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1388ساعت 01:51 ب.ظ توسط | 21 نظر|

Design By : Night Melody

131093