Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers آسانسور - آسمان رنگین است

آسمان رنگین است

باز من شوق نوشتن دارم .... باز من جرات خواندن دارم..... از بابت هر آنکه تورا می خواند..... باز من نرگسی به دامن دارم...

به هنگام غروب زخم خورده خزان دیروز ، در آیینه آسانسور در ته چهره بی رنگم چیزی دلم را لرزاند. 

کودکی با پاهای سفید که در اشک قرنیه سیاه شنا می کرد ، روی پله های زیر چشمهایم قدم می زد و جفت پا به سرسره بینی ام می پرید و زیر سایه گیسوانم به خواب می رفت. 

من این کودک را می شناختم : ممویی بود 4 ساله با چشمانی شیشه ای و شفاف ، بینی کوتاه و موهایی مواج. 

 خوبی زندگی او آن است که تا همیشه کودک می ماند.                     

 

                                                              

 دستهای امروز من در دستهای کوچک سرنوشت اوست.

می دانم که با بادبان غم می آید و با زورق طلایی شیرینی در هم می آمیزد و باز در چشم خانه ام جا خوش می کند.

می دانم که سایه است ، می دانم که با باران می گریزد و با خورشید می خواند.

...... اما او تنها رستنی سبز من در یادهای دور است.

نوشته شده در شنبه 9 آذر‌ماه سال 1387ساعت 12:27 ب.ظ توسط | 26 نظر|

Design By : Night Melody

133484